خدایا گذشته می پنداشتم که اشک هایم جایی بجز گونه هایم دارد اما حال با بزرگترین

فریادم که سکوتم است و در بغز گلویم رخنه کرده است می گویم که شاید برای اشک های

 من بهترین جا جز گونه هایم خاک است چون دیگر می دانم زمان مرگم هیچ کسی اشک هایم

را باز نمی گرداند  پس چه بهتر خود بگریم بر خاک مزار خویش شاید هم بر عواطف از دست

رفته ی خویش و یا  بر سرنوشت خویش ...

 


 

نوشته شده توسط ایمان در یکشنبه 1385/01/27 ساعت 3:9 PM موضوع | لینک ثابت